تبلیغات
اتاق فکر - بندلر و مشکل جدید

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




بندلر و مشکل جدید

بندلر توضیح میدهد که بسیاری از کسانی که برای کمک و مشورت به او مراجعه میکنند، ظاهراً مشکلی در تصمیم گیری و تشخیص بهترین گزینه ندارند. بلکه مشکل اصلی آنها در ندیدن بسیاری از گزینه های پیش رو است که میتوان آنها را به مدل های محدودکننده ای که از جهان اطراف ساخته اند مربوط دانست.

بندلر در این میان، به معرفی سه فرایند به نامهای تعمیم، حذف و تحریف میپردازد که فرایند تعمیم در درس قبل مورد بررسی قرار گرفت و در این درس به فرایند حذف می پردازیم.

 

ریچارد بندلر، فرایند حذف را دومین فرایندی میداند که از یک سو کمک کرده است و کمک میکند که ما بتوانیم با دنیای اطراف خود تطبیق پیدا کنیم و از سوی دیگر به کارگیری نادرست آن میتواند موجب نابودی ما شود.

فرایند حذف کردن، همان فرایندی است که به ما کمک میکند ما در هر رویداد و تجربه ای، از میان تمام اطلاعات دریافتی از محیط بیرون و همینطور تحلیلهای خود، بخش هایی را مورد توجه قرار داده و بخش های دیگری را کنار بگذاریم (در ادبیات امروز روانشناسی شناختی، به این پدیده دریافت انتخابی یا Selective Perception گفته میشود). این فرایند عموما به شکلی ناخودآگاه و بدون تمرکز و توجه مستقیم ذهن اتفاق می افتد.

شکل مفید فرایند حذف، زمانی است که ما در یک اتاق شلوغ، از میان انبوه صدا و همهمه، قسمت عمده ی صدای محیط را حذف و فیلتر میکنیم و روی صدای دوستی که در کنارمان نشسته و با ما صحبت میکند متمرکز میشویم.

اما شکل غیرمفید فرایند حذف هم وجود دارد. ما گاهی برای تایید دیدگاه و مفروضات خودمان، برخی از اطلاعات و پیامهای بیرونی را حذف میکنیم. به عنوان مثال، اگر مردی معتقد باشد که همسرش به او توجه نمیکند و نگران دغدغه ها و خواسته های او نیست، احتمالاً بسیاری از پیامهای رفتاری یا کلامی از سوی همسرش را که معنای توجه و محبت دارد را حذف و فیلتر میکند.

بندلر توضیح میدهد که تجربه مواردی را داشته که وقتی به مرد – در شرایط مثال بالا – گفته شده که همسرت، هنگام ورود به خانه، این جملات را به تو گفته است، مرد با تعجب گفته من تا به حال چنین جملاتی را از او نشنیده ام!

فرایند حذف، کمک میکند که ما دنیا را تا حدی کوچک کنیم که برایمان قابل درک و تحلیل باشد. این کوچک کردن و حذف زواید، همواره کمک بزرگی برای ما بوده است. اما گاهی هم، باعث دور شدن ما از واقعیت و تنگ شدن دنیای بیرون برای ما شده است.

تحریف، سومین فرایند مدلسازی است که مورد توجه ریچارد بندلر قرار گرفته است. به این معنا که ما میتوانیم گاهی اطلاعاتی را که از بیرون دریافت میکنیم تغییر دهیم. ساده ترین شیوه برای درک مکانیزم تحریف، توجه به فانتزی و خیال پردازی است. ما چشمانمان را می بندیم و خودمان را در فضا و زمانی تصور میکنیم که اصلاً در آن نبوده ایم. یا رویدادهایی را تصور میکنیم که هنوز به وقوع نپیوسته اند.

ما می توانیم با خیال پردازی در خودمان انگیزه ایجاد کنیم (مانند دونده ای که خودش را روی سکوی قهرمانی تصور میکند) یا احساسات منفی قدرتمند در خودمان ایجاد کنیم (مانند مادری که تصور میکند تاخیر فرزندش، احتمالاً به دلیل تصادف است و تمام صحنه های اتفاق نیفتاده را هم با جزییات در ذهن خود میسازد).

nlp-motamem-org3

بندلر میگوید هر کار هنری بشر را میتوان به شکلی حاصل این نوع خیال پردازی و تحریف دانست. اینکه ذهن میتواند دنیای بیرون را بگیرد و به هر شکلی که دوست دارد تغییرات مورد علاقه اش را در آن ایجاد کند. به عبارتی، تحریف یا اغتشاش یا Distortion در ادبیات بندلر، بار معنایی منفی ندارد. بلکه استعداد و توانمندی دستکاری اطلاعات و داده های دریافتی بنا بر سلیقه ی دریافت کننده است.

ان ال پی و مکانیزم تحریف

حتی شاید خلاقیت و داستان نویسی را هم به عنوان دستاوردهای ارزشمند فرایند تحریف دانست. 

nlp-motamem-org4

ما در دنیای واقعی، برای تحریف کردن از ابزار منطق هم کمک می گیریم. مثلاً بعید نیست مردی که از بی توجهی همسرش گله مند است، واقعاً جملات مثبت و توجه او را دیده و شنیده باشد. اما در همان لحظه گفته باشد: بله! هر وقت چیزی میخواهد اینطوری حرف میزند!

با این شیوه، عملاً داده های بیرونی تحریف میشوند و به شکل دیگری در ذهن ثبت می گردند. اگر بخواهیم هر سه فرایند مدلسازی (تعمیم، حذف و تحریف) را همزمان مورد توجه قرار دهیم شاید بتوانیم اینطور بگوییم که:

کسی که در مقطعی از زندگی اش، مورد بی توجهی دیگران قرار میگیرد و یا خواسته ها و نظراتش از سوی دیگران رد میشود، ممکن است این رویداد را تعمیم دهد. پس از تعمیم، اگر در آینده پیامهای دیگری مبنی بر تایید و توجه دریافت کرد، آنها را حذف می کند تا مفروضات قبلی اش حفظ شود. گاهی هم که این پیامها به سادگی حذف نمیشوند، با مکانیزم تحریف، شدت و ضعف بخش های مختلف کلام یا رویداد را تغییر میدهد و با تفسیری متفاوت، آن را در ذهن خود ذخیره میکند.